السيد الخميني
401
استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )
س : 59 - شخصى فوت نموده و داراى زوجهء دائمى و يك دختر و سه پسر مىباشد ، و أموال او نيز تقسيم نشده است . امور مالى و إدارهء محلّ كسب و كار بازار به عهدهء پسر اوسط كه وصىّ هم بوده گذارده مىشود . پسر أرشد جهت تفريح قريب دوازده سال در كشورهاى اروپائى به سر مىبرده ، و مخارج او نيز از همين إرث پدرى كه مشاع مىباشد تأمين شده ، و بيش از سهم خود مصرف نموده ، و اكنون ادّعاء مىكند كه من نيز در سرمايه و أموال برادران سهيم هستم ( با اينكه اين سرمايه با تلاش و زحمت برادر اوسط بوده است و برادر بزرگتر حتّى مخارج زندگى خود را نيز تحميلا بر عهدهء آن دو برادر انداخته بود ) اينك خواهشمند است حكم مسأله را بيان فرمائيد . ج - تمام أموال متوفّى از منقول و غير منقول و عوائد و درآمدهاى آن به تمام ورثه طبق أحكام إرث مىرسد ، و زوجه از زمين و از اعيانى إرث نمىبرد ، فقط از قيمت اعيانى و از منقولات إرث مىبرد ، و خدمات انجام شده اگر به دستور ديگرى انجام شده و قصد مجّانى نداشته اجرة المثل دارد ، و آنچه را كه بعض ورثه در طول مدّت بيش از سهم خود خرج كرده براى سائر ورثه ضامن است . س 60 - شخصى در عرض چند سال 43 مثقال طلا براى همسرش خريدارى مىكند ، مادر او روزى به او مىگويد « مگر پول تو اضافه شده كه طلا خريدارى مىكنى ؟ » وى در جواب مىگويد « دل همسرم خوش باشد ؛ بعدا طلاها را مىفروشم ، زمين خريده و خانه مىسازم » ولى عمر او كفاف نمىكند ، و